عبد الهادي بن محمد بن محمود بن ابراهيم مراغى
9
منافع حيوان ( فارسى )
« . . . از مجموع اين مقدّمات تقريبا به نحو يقين استنتاج مىشود كه آنچه اوراق مصوّر اين نسخه بالفعل موجود و در مجلّد حاضر مرتّب و مهيّا است ، قسمت عمدهء كتاب است ، و ما بقى اوراق مفقود يعنى اوراق غير مصوّر ، بدون شك قليلى از اصل كتاب بوده است كه چنان كه گفتيم به حدس و قياس ما از ميزانهاى سدس يا سبع تمام كتاب ظاهرا تجاوز نمىكرده است . » نامهء بهارستان ، سال چهارم ، شمارهء اول و دوم ، دفتر 7 و 8 ، بهار - زمستان 1382 ، ص 231 در اينجا از نادرهاى ديگر ياد كردن ناروا نخواهد بود . به بامداد يكشنبه 30 ارديبهشت 86 به كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران رفتم تا ميكروفيلمى را عكسبردارى كنم ! از شگفتيهاى روزگار آنكه نسختى ديگر از منافع حيوان بازيافتم . گونهء تجليد و صحافى درست همانند نسخهء كتابخانه ملى ! بر برگ آغاز نسخه عبارتى به خطّ علّامهء فقيد آمده : « از آن خودم » ! و پيدا است ، كه آن فقيد نسخهاى براى خود فراهم ساخته بوده است كه اينك در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران است . ولى نكتهء بديع و گفتنى آن است كه خطّ مقدمهء نسخه ، از علّامهء فقيد نيست ، و به خطّى نستعليق و خوش نگاشته آمده است در 22 برگ . البته برگ « تنبيه - » كه در نسخهء كتابخانهء ملّى به خطّ علّامه آمده است ، در اين نسخه : شمارهء صفحه 23 است . مرحوم قزوينى بازنويسى مقدّمه را به دوستى وانهاده است ؛ شايد مرحوم عبّاس اقبال ، كه شباهتى در ذهن من هست ! ديگر جاى درنگ نبود ! نسخهء ارزشمند منافع حيوان كه « به سعادت و پيروزى خداوندش به شهر مراغه به تاريخ پانزدهم تسع و تسعين و ستّمايه هجريّهء نبويّه بعون اللّه و حسن توفيقه » در 97 برگ دستياب شده بود به كتابت درآمد . كوششى تمام به كار داشتم . نسخهاى منحصر به فرد بود كه از افتادگيها و ناخواندهها بىبهره نبود . همواره از دلگرميها و عنايات سرور دانشمند استاد ايرج افشار ، كه چاپ كتاب را نيز در سلسله انتشارات « بنياد موقوفات دكتر محمود افشار » وعده فرموده بود بهرهمند گشتم و استنساخ و مقابلهء متن را به آفتاب زرد دوشنبه 13 فروردينماه 1386 به پايان بردم ! دريغ نسخه ناتمام بود و درهمريخته .